دختر دكتر فروغي در دل نوشته خود به پدر چه گفت كه اشك همه را سرازير كرد؟
در آئين تجليل از سي سال خدمات دكتر احمدعلي فروغي ابري در تاريخ 29/3/95، مريم فروغي دختر كوچك دكتر، با قرائت دل نوشته اي خطاب به پدر، بغض جمعيت حاضر در جلسه را تركاند و چشمان همه را باراني كرد.

دختر دكتر فروغي در دل نوشته خود به پدر چه گفت كه اشك همه را سرازير كرد؟

در آئين تجليل از سي سال خدمات دكتر احمدعلي فروغي ابري در تاريخ 29/3/95، مريم فروغي دختر كوچك دكتر، با قرائت دل نوشته اي خطاب به پدر، بغض جمعيت حاضر در جلسه را تركاند و چشمان همه را باراني كرد.

با اجازه اي كه اخيراً از دكتر فروغي گرفته ايم اين دل نوشته را انتشار مي دهيم:

... امروز كه خبر استعفاي شما را شنيدم، نمي دانم بايد خوشحال باشم يا ناراحت... با اينكه ساليان زيادي است كه بعنوان يك فرزند منتظر اين روز بودم.

از زمان هاي قديم بهتر است بگويم از همان سال هاي ابتدايي تاسيس دانشگاه، زماني كه من فقط سه سال بيشتر نداشتم و هميشه بياد دارم كه خيلي از روزهاي حتي تعطيل زندگي ما بدون حضور پدر در خانه مي گذشت بياد دارم روزهايي كه تفريح من و برادر كوچكترم در روزهاي جمعه در زمين خاكي ساختمان نيمه كاره دانشكده كشاورزي بود.

بزرگتر كه شدم، معناي نبود حضور پدر در خانه را به گونه اي ديگر احساس كردم، زماني كه نزديك به عيد نوروز دوستان هم كلاسي دبستانم براي خريد همراه پدر و مادر بيرون مي رفتند و من پاسخ سوالهاي آنها مي گفتم: من تا حالا هيچ وقت با پدرم به خريد نرفته ام.

بزرگتر كه شدم در دوران دبيرستان ديگر صحبت از خريد عيد و صحبت هاي بچه گانه نبود... صحبت قبولي در كنكور بود و در رقابت. ... سوم دبيرستان بودم كه حرف يكي از معلم هايم برايم گران تمام شد. ايشان يك روز در مقابل دانش آموزان ديگربه من گفتند: فروغي تو هم مثل دو خواهر ديگرت دندانپزشكي خوراسگان برايت رزرو شده است، ديگر نگراني براي كنكور نداري؟!!! من همان لحظه سكوت كردم و مقاومتي براي جواب دادن معلم نكردم. . .و آن معلم با وجود اينكه مي دانست هر كدام از خواهرانم چه رشته اي در دانشگاه خوانده اند باز هم به خود اجازه دادند كه جلو جمع چنين صحبتي كنند.

... بگذريم آن زمان ها هم گذشت... اكنون كه حدود 30 سال از تولد دانشگاه مي گذرد و من و خواهران و برادرانم با آن بزرگ شده ايم، دانشگاه را بعنوان يكي از عزيزترين فرزندان پدرم در تمام اين سالها، پذيرفته ايم و البته اين را هم مي دانيم كه حسادت ورزي فرزندان نسبت به تفاوت نگاه پدر و مادر، امري عادي بشمار مي آيد و ما فرزندان، هميشه نسبت به عشق پدر به دانشگاه، احساس حسادت شديدي داشتيم.

هميشه فرزند موفق يك خانواده براي كل افراد آن خانواده افتخار بزرگي است و پدر عزيز! اگر امروز هر كدام از ما موفقيتي در طول زندگي مان كسب كرده ايم تماما نتيجه داشتن بزرگ مردي چون شما در زندگي مان بوده است.

اگر امروز كسي من را به عنوان فرزند كوچك شما نشناسد، اما دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان را كمتر كسي هست كه در جامعه دانشگاهي و علمي ايران نشناسد، درختي پر ثمر كه راه موفقيت را براي چندين هزار جوان كه همگي جزو فرزندان شما هستند، هموار كرده است.

... اما امروز روزي است كه من بسيار خوشحالم، فقط و فقط به خاطر اينكه اگر دانشگاه خوراسگان ديگر شمارا ندارد، من تمام مهرباني و عشق پدري شما را تا ابد، فقط براي خودم خواهم داشت.

 مريم فروغي ابري 29/3/95

 
تاریخ:
1395/04/28
تعداد بازدید:
1485
منبع:
Powered by DorsaPortal